یک بوسه می خوام یه بوسه جاودانه
یک بوسه از لبان تو، عاشقانه و مستانه
بوسه ای به رنگ باد
بوسه ای تا ابد جاودان در یاد
ای دریغا این همه عاشقی کردم
اما هرگز نچشیدم طعم بوسه را در جان
من به این ایمان دارم که عشق بی بوسه کامل نیست
می رود او روزی اما بر لبت اثری از حس گرم بوسه هویدا نیست
من از کرده خود پشیمانم
پس از من بشنو این سخن را
ببوس عاشقانه یارت را
ببوس عاشقانه عشقت را
به یاد می آورم آخرین عشقم را
گفتگوی میان ما چه دردناک و سوزان بود
هرگز ز خاطرم نخواهد رفت
از این غرور کاذب، تا ابد مانده ام تنها
من به او گفتم:
من برفم
تو خورشیدی
اگر بوسه دهی من را آب می شود جسمم می رود ز دست جانم
بوسه تو داغ و گرم
بوسه من اما سرد و یخ بسته
یخ آب می شود اما خورشید یخ نمی بندد
پس تا ابد بدرود پس تا ابد خداحافظ
چون بوسه از لبان تو هستی ام را می کند باطل
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر