نمی دونی چقدر لذت بخشه که از تو می نويسم
شايد کسی درک نکنه اما حسی که من دارم رو نميشه وصف کرد
باز هم برای تو می نويسم که اميد ديدار نگاهت منو زنده نگه می داره
تويی که شهد شيرين عشق رو بر لبانم نوشاندی تا بار ديگر زندگی رو از سر بگيرم
مهتاب بدون نور چشمهای تو خاموشه ٬ تو می تابی و دل خسته ام رو بی تاب تر می کنی
مث بارون بر تن تشنه ام می باری و سيرابم می کنی
اين همه شور و هيجان رو مديون صدای مهربون توام
تمام فصلها با وجود پاک تو زيبا و شيرينه
اين همه شور و هيجان رو مديون صدای مهربون توام
تمام فصلها با وجود پاک تو زيبا و شيرينه
و بی تو زيباترين ها و تمام لحظاتم سرد و غمگينه
بمون تا برای هميشه با تو عاشق بمونم
بمون تا برای هميشه با تو عاشق بمونم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر