۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

زلال که باشی آسمان در تو پیداست

زلال که باشی آسمان در تو پیداست



پرسیدم
چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
با كمی مكث جواب داد
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران
و بدون ترس برای آینده آماده شو
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز
شک هایت را باور نکن
وهیچگاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی
پرسیدم
آخر
و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد
مهم این نیست که قشنگ باشی
قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر
كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را
بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن
داشتم به سخنانش فكر میكردم كه نفسی تازه كرد وادامه داد
هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا میچراید
آهو میداند كه باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، كه میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند
مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو
مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن كنی
به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به
كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و با نگاهی به من اضافه كرد
زلال باش .... ،‌ زلال باش
فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران
زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر