۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

عشق من

آن زمان كه دستانم را لمس كردی...جای انگشتانت بر شیشه قلبم حك شد.
آن زمان كه در چشمانم خیره گشتی، تاریكی قلبم با روشنایی وجودت درخشش گرفت و
گوشه گوشه پهنای این صندوقچه را من خود با زبان خویش برایت خواندم.

باور كن كه تمامی موجودی این صندوقچه از آن توست

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر