۱۳۸۸ اسفند ۲۰, پنجشنبه

برای تو( ...) نوشتم

از خدا ستاره خواستم...خدا چشماتو به من داد

بوی یاس و پونه خواستم...عطر موهاتو به من داد

از جدایی گله کردم...دستاتو گذاشت تو دستام

یار عاشقونه خواستم...تو رو داد برای فردام

طلب بهشت و کردم...هر جا رفتم اونجا بودی

هوس بارونو داشتم...تو چشمات گریه نشوندی

تو خزون بهار و خواستم...روی گونه هایت گل افتاد

گرمی یه عشقو خواستم...تو زدی اسمتو فریاد

هر شب امدی به خوابم...نمی خواستم بری از یاد

خدا برای هر بهونم ...هدیه ای از تو فرستام

ولی ای کاش همونقدر که من عاشق تو ام

تو ام عاشق من بودی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر