۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه

قصه ها

من امشب با تو ای محبوب: ای دلدار از دل قصه ها دارم
در این سرا غمگین تر از من قصه گویی نیست
تو هر گز قصه ی غم را نمی دانی.... سرودم را نمی خوانی
ولی من قصه گوی شهر اندوهم؛ دلِ من جدول فریاد های واپسین است
صدایم در سکوت سرد تنهایی خروشان، تا به عرش کبریایی می رود
اما صدایی در جوابش بر نمی گردد
و قلبم زیر یخبندان سرد یک شب قطبی چنان می نالد
از اندوه که کهسار از غمش سر در گریبان است
دل من، در نهیب تلخ این دنیای بد فرجام به تنهایی سرود مرگ می خواند
سرودِ سرد خداحافظ دل من سخت تنهاست
دل من در درون شط آلودگی ها سخت بی تاب است ولی
تو هرگز حرفم را نمی فهمی ، نمی دانی



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر