۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

دوست داشتن



هیچ میدانی دوست داشتن از عشق برتر است

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی

اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است

و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد
دوست داشتن نیز همگام با آن اوج مییابد

عشق در غالب دلها در شکلها و رنگهای مشابهی متجلی میشود و
دارای صفات حالات و مظاهر مشترکی است

اما دوست داشتن در هر روحی جلوهای خاص خویش دارد و
از روح رنگ میگیرد و چون روحها برخلاف

غریزهها هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطر ویژهای خویش دارد
میتوان گفت که به شمارهی هر روحی دوست داشتنی هست

عشق با شناسنامه بیارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر میکند

اما دوست داشتن در ورای سن و مزاج زندگی میکند و
بر آشیانهی بلندش روز و روزگار را دستی نیست

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر